على محمدى خراسانى

467

شرح منطق مظفر (فارسى)

تأثير آن مىگردد . روى همين اصل ما به كلمهء موزون تنها ، قناعت نكرده بلكه كلمهء متساوى را هم افزوديم . د . داراى قافيه هم باشند كه در امر اوّل بدان اشاره شد . مرحوم مظفر اين تعريف را از خواجهء طوسى در اساس الاقتباس گرفته‌اند ، خواجه در اساس الاقتباس چنين آورده : صناعت شعر ملكه‌اى باشد كه با حصول آن بر ايقاع تخيلاتى كه مبادى انفعالاتى مخصوص باشد بر وجه مطلوب قادر باشد . و اطلاق اسم شعر در عرف قدما بر معنى ديگر بوده است ، و در عرف متأخران بر معنى ديگر است . و محققان متأخران شعر را حدى گفته‌اند جامع هردو معنى بر وجه اتم . و آن اين است كه گويند : شعر كلاميست مخيّل مؤلف از اقوالى موزون متساوى مقفّى . . . و معنى متساوى آن بود كه اركان قول كه آن را عروضيان افاعيل خوانند در همه اقوال متشابه بود ، و بعدد متساوى ، چه اگر متشابه نبود بحر مختلف مىشود و اگر بعدد متساوى نبود ضرب مختلف شود ، و مثمّن با مسدّس در يك شعر جمع شده باشد . « 1 » 3 . فايده شعر مبحث سوم از مباحث صناعت شعر ، مربوط به بيان فوايد و منافع شعر و شاعرى است . شعر در زندگى اجتماع بشر داراى جايگاه ويژه و منزلت رفيعى بوده و منافع بزرگى بر آن مترتّب است . اين همه بخاطر آنست كه با زبان شعر جمعيّتها را مىتوان برنگيخت و در هنگام نياز به هيجان و ابراز احساسات از آنان مدد گرفت ، در قالب شعر است كه انسانها به كثيرى از مقاصد خويش جامه عمل پوشانده و با تحريك احساسات و تأثير گذارى در نفوس و قبضه كردن دلها ( شبيه كارى كه خطيب انجام مىداد ) به اهداف زيادى در امور عامّه و مسائل اجتماعى نائل مىشوند ، چه آن مسأله يك مسألهء دينى باشد يا يك مسألهء سياسى ، اجتماعى ، علمى ، فرهنگى ، عقلى ، فلسفى تجربى و يا طبيعى باشد و يا در حيطهء امور شخصى و فردى باشد . در اينجا به اهمّ فوايد شعر فهرست وار اشاره مىكنيم و آن هفت فايده است :

--> ( 1 ) . اساس الاقتباس ، ص 586 .